فرارسیدن عاشورای حسینی بر شما عاشورائیان تسلیت باد

 

قیام عاشورا و ایثار سرور آزادگان  ( امام حسین علیه السلام )

 

سخن از قیام پیامبران، امامان و مصلحان بزرگ تاریخ بسیار است كه در این میان حسین(ع) جایگاه ویژه ای دارد. او شاهد و وارث تاریخی است كه در آن جنایت و بیداد و نیرنگ و فریب به نهایت رسیده است. او می بیند كه اگر ساكت بماند همه چیز پایمال می شود.

 

 

این است كه مراسم حج را نیمه كاره می گذارد و به سوی شهادت می رود. تا به بشریت و به تاریخ بفهماند كه در حاكمیت جور، حج مفهومی ندارد. تا شعار عدالت اجتماعی و قیام مردم به قسط به اجرا در نیاید، تا استعدادهای خدایی انسان مجالی برای شكوفایی پیدا نكنند.

 

 

اسلام كه خود برای نجات انسان از اسارت و بردگی است وسیله ای می شود برای توجیه استبداد و استثمار و می بینیم كه در عاشورای سال ۶۱ هجری جبهه باطل نه به نام دفاع از ارزش های بی ارزش خویش كه به نام دفاع از اسلام، با همه نیرو و توان خود در مقابل حسین(ع) صف آرایی كرد.     

 

 

 

  و یك بار دیگر سایه های شوم ابلیس، زر و زور و تزویر آشكارا با هم، هم پیمان شدند و فرزند پاك محمد(ص)  ، علی(ع) و فاطمه(ع) را به عنوان كسی كه از دین خارج شده است محكوم و قتل او را توجیه شرعی می كنند.

 

 

حسین(ع) در صحرای نینوا مردانه می ایستد و با خون خویش نهال آزادی و رهایی انسان و اسلام را آبیاری می كند و سپاه كفر به شكرانه این پیروزی جشن می گیرد، خیمه های حسین(ع) را به آتش می كشد و زنان و فرزندانش را به اسارت می برد.

 

 

برای بزرگداشت آن حماسه، مسلمانان و آزادگان درسالگرد حماسه سازان عاشورا به سوگ می نشینند

 

 

 

نماز ظهر عاشورا  و  شهادت امام حسین (ع)

 

«يا لطيف« شـمس اگـر واقـــعه کـرب و بلا را مـی‌دیـد هشت کم می‌شد از آن پنج مسلم به یقین

 

 

 در روز عاشورا کشتارها اغلب بعد از ظهر صورت گرفت، یعنی تا ظهر عاشورا غالب صحابه ابا عبدالله و تمام بنی‌هاشم و خود اباعبدالله که بعد از همه شهید شدند، زنده بودند. فقط حدود تعدادی از یاران اباعبدالله در یک جریان تیراندازی که به وسیله دشمن انجام شد، قبل از ظهر به خاک افتادند و شهید شدند.  

 

                                   

و الا باقی افراد تا ظهر عاشورا درقید حیات بودند. مردی از اصحاب اباعبدالله یک وقت متوجه شد که الان اول ظهر است. آمد وعرض کرد یا اباعبدالله وقت نماز است و ما دلمان می‌خواهد برای آخرین بار نماز جماعتی با شما بخوانیم،  اباعبدالله نگاهی کرد و تصدیق کرد که وقت نماز است .

 

 

می‌گویند این جمله را فرمود : ذکرت الصلوة... جعلک الله من المصلین... امام همان جا در میدان جنگ نماز خواندند، نمازی که در اصطلاح فقه اسلامی « نماز خوف » نامیده می‌شود. نماز خوف مثل نماز مسافر دو رکعت است نه چهار رکعت یعنی انسان اگر در وطن هم باشد باز باید دو رکعت بخواند برای  این که مجال نیست و آنجا باید مخفف خواند.

 

 

 

  چون اگر همه به نماز بایستند وضع دفاعی‌شان بهم می‌خورد، سربازان موظف هستند در حال نماز، نیمی در مقابل دشمن بایستند و نیمی به امام جماعت اقتدا کنند. امام جماعت یک رکعت را که خواند صبر می‌کند تا آنها رکعت دیگرشان را بخوانند.                                                                                                                  

 

 

بعد آنها می‌روند پست را از رفقای خودشان می‌گیرند در حالی که امام همین طور منتظر نشسته یا ایستاده سربازان دیگر می‌آیند و نماز خودشان را با رکعت دوم امام می خوانند.  ابا عبدالله چنین نماز خوفی خواند ولی وضع اباعبدالله یک وضع خاصی بود زیرا چندان از دشمن دور نبودند.

 

 

 لهذا آن عده‌ای که می‌خواستند دفاع کنند نزدیک اباعبدالله ایستاده بودند و دشمن بی‌حیای بی‌شرم حتی در این لحظه هم آنها را راحت نگذاشت. در حالی که اباعبدالله مشغول نماز بود. دشمن شروع به تیراندازی کرد، دو نوع تیر اندازی: هم تیر زبان که یکی فریاد زد : حسین! نماز نخوان نماز تو فایده ای ندارد، تو بر پیشوای زمان خودت یزید یاغی هستی، نماز تو قبول نیست!                                                                                                                          

 

                                             

و هم تیرهایی که از کمان‌های معمولی شان پرتاب می‌کردند. یکی دو نفر از اصحاب اباعبدالله که خودشان را برای ایشان سپر قرار داده بودند، روی خاک افتاده‌اند. یکی از آنها سعید ابن عبد الله حنفی به حالی افتادند که وقتی نماز اباعبدالله تمام شد، دیگر نزدیک جان دادنش بود. آقا خودشان را به بالین او را رساندند.

 

                                  

وقتی به بالین او رسیدند، او جمله عجیبی گفت: « یا اباعبدالله! اَوفیتُ؟» آیا من حق وفا را به جا آوردم؟ مثل این که هنوز هم فکر می کرد که حق حسین آن قدر بزرگ و بالاست که این مقدار فداکاری هم شاید کافی نباشد. این بود نماز ابا عبدالله در صحرای کربلا. ابا عبدالله در این نماز تکبیر گفت، ذکر گفت، سبحان الله گفت، بحول الله و قوته اقوم و اقعد گفت، رکوع و سجود کرد.                                                                                                                                                               

 

 

دو سه ساعت بعد از این نماز برای  ایشان نماز دیگری پیش آمد، رکوع دیگری پیش آمد، سجود دیگری پیش آمد، به شکل دیگر ذکر گفت، اما رکوع ابا عبدالله آن وقتی بود که تیری به سینه مقدس‌اش وارد شد و اباعبدالله مجبور شد تیر را از پشت سر بیرون بیاورد. سجود ایشان... سجده بر پیشانی... وقتی که از اسب بر زمین افتاد... طرف راست صورتش را روی خاک‌های گرم کربلا گذاشت... ذکر ایشان بود.                     

                                          

 

بسم الله... و بالله... و علی ملة رسول الله

اللهم اجعلنا من الطالبین بثاره مع امام عدل تعز به الاسلام و اهله یا رب العالمین    

 

                 

 

 

تهیه و تنظیم/ دکترشهین مرتجی/ واحد امور فرهنگی/معاونت درمان

معاونت درمان دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی ،درمانی اصفهان

خیابان آیت الله قدوسی (آپادانااول) تلفن:۳۶۶۱۹۶۶۱  فاکس:۳۶۶۱۲۱۹۳